تبليغاتX
تا - معاصر

براندازى نرم/لطفعلي لطيفي پاکده

عضو هيئت علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى

تـلاش مـى شـود مـخـالفـان نظام در افكار عمومى طرفدار صلح و صفا مـعـرفـى شـونـد و طـرفـداران نـظـام اهـل خـشـونـت و جـنـگ طـلبـى ! امـا در هـمـان حال در پشت پرده اين مخالفان نظام هستند كه براي تغييرارشها دست به خشونت مى زنند.

 

چكيده

 بـرانـدازى نرم در اصطلاح به معناى ((اجراى برنامه اى حساب شده ، مسالمت آميز و دراز مدت براى نفوذ در اركان سياسى يك نظام )) است كه به منظور تغيير سيستم سياسى يك كـشـور و يـا ايـجـاد تـغـيـيـر و تـحـول اساسى در ارزش هاى اساسى حاكم بر مديران آن صورت مى گيرد. آمريكا در سال هاى اخير از اين روش براى براندازى رژيم هاى مخالف خـود بـارهـا اسـتـفـاده كـرده است . تضعيف رهبرى ، تفرقه اندازى و نبرد رسانه اى از مهم ترين فعاليت ها در براندازى نرم است و تقويت اتحاد خودى ها و تضعيف اتحاد مخالفان نـظـام اسـلامـى ، جـديـت در نـظـارت ، تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها، تقويت دروس عـقـيـدتـى ، سـيـاسـى (بـا تاءكيد بر درس اخلاق )، زير نظر گرفتن رفتارهاى مـخـالفـان نـظام و خنثى سازى سريع شايعات دشمن ، افزايش آگاهى هاى مردم و تقويت روحـيـه امـيـد و پـايـدارى در بـيـن آنان ، اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى و تلاش براى جذب مجدد كسانى كه از نظام اسلامى كدورت پيدا كرده اند، از جمله فـعـاليـت هـاى مـقـابـله با آن است . تعريف مفاهيم ، تاريخچه ، راهكارهاى براندازى نرم ، مـراحـل ، الزامـات و خـصوصيات براندازى نرم و چگونگى مقابله با آن مباحثى است كه در اين مقاله مطرح مى شوند.

 

مقدمه

 سـخن از براندازى نرم سخنى تازه هست و نيست ! از روزگاران دور، هرگاه قدرتى قصد داشت حكومتى را براندازد، چنانچه توان نظامى اين كار را نداشت و يا هزينه آن را سنگين مـى ديـد، سـعـى مـى كـرد تـا بـا روش هـاى مـخـتـلفـى غير از حمله نظامى به هدف خويش نـائل آيـد. گـاه از روش هـاى امـنـيـتـى ، و گـاه از روش هـاى فـرهـنـگـى و تـبليغى در عين حـال ، امـروزه بـه دليـل پـيـشـرفـت هـاى شـگـرف بـشـرى در دانـش هـاى مختلف و پيدايش نـسـل جـديـدى از رسـانه ها و نيز گسترش جوامع آزاد و مردم سالار، همچنين افزايش قدرت دولت هـا در مـقـابـله بـا تـهـديـدات نـظـامـى و امـنـيـتـى ، رويكرد حكومت هاى استكبارى به براندازى نرم بيش از سابق شده است . استفاده از شيوه هاى نو در اين خصوص نيز كار را چـنـان جـلوه مـى دهـد كه گويى براندازى نرم ، روشى نو براى ساقط ساختن حكومت هاى مخالف قدرت هاى استكبارى است .

 در اهـمـيـت ايـن مطلب ، همين قدر بايد گفت كه امروزه خواسته مهم و راهبردى دشمنان انقلاب اسـلامـى ، تـحقق اين نوع از براندازى در ميهن عزيز ماست . براندازى نرم مانند موريانه هوشيارانه عمل مى كند، عجله نشان نمى دهد و از درون مى پوكاند. ملت ما كه براى موفقيت انـقـلاب اسـلامـى فداكارى هاى بسيار كرده است ، نمى تواند نظاره گر فعاليت دشمنان ديـن در تـخريب ارزش هايى باشد كه براى اعتلاى آنها صدها هزار شهيد و جانباز تقديم كرده است . سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به عنوان نهادى كه وظيفه اصلى اش پاسدارى از اين انقلاب الهى است وظيفه شرعى و قانونى دارد تا با اين پديده مخرب برخورد كند و مـى دانـيم كه شرط اول قدم اين است كه چنين پديده اى را بشناسيم و بعد راه هاى مقابله بـا آن را دريـابـيـم . تـعـريـف مـفـاهـيـم ، تـاريـخـچـه ، راهـكـارهـاى بـرانـدازى نـرم ، مـراحـل ، ضـرورتها و خصوصيات براندازى نرم و چگونگى مقابله با آن مباحثى است كه با تاءكيد در خصوص حركات دشمن ضد ايران اسلامى ، در اين مقاله مطرح مى شوند.

 

تعريف مفاهيم

 بـراندازى (subversion) در اصل يك اصطلاح نظامى است كه در فرهنگ واژه هاى نظامى ، چنين تعريف شده است :

كـليـه اعـمـال و فـعـاليت هاى غير قانونى كه بر ضد مصالح يك كشور انجام مى شود و هدف نهايى از آن واژگون كردن حكومت وقت مى باشد. به عبارت ديگر، عملياتى است كه بـه مـنـظـور كـاهـش مـى شـود تـا بـه تـدريـج يك رژيم براى سرنگون شدن آماده شود. براندازى يكى از شاخه هاى جنگ هاى نامنظم است .(1)

 تـعـريـف اصطلاحى ديگرى از براندازى عبارت است از تغيير سيستم سياسى يك كشور و يـا ايـجـاد تـغـيـيـر و تـحول اساسى در ارزش هاى اساسى يك نظام . اين تغيير گاهى از طـريـق رفـتـارهـاى خـشـونـت آمـيـز مـثـل كـودتـا، تـرور، تـحـمـيـل جـنـگ و ... صورت مى گيرد و گاهى از طريق مسالمت آميز و با اجراى برنامه اى حـسـاب شـده و دراز مـدت بـراى نـفـوذ در اركـان سـيـاسـى يـك نـظـام قـابـل اجـراسـت . نـتـيـجـه هـر دو اقـدام منجر به تغيير سيستم و در نهايت براندازى خواهد شد.(2)

 جـسـت و جـو در منابع مختلف ، تعريفى از براندازى نرم به دست نداد. اين مفهوم را با وام گيرى از تعريف بالا مى توان چنين تعريف كرد:

 بـرانـدازى نـرم در اصـطـلاح به معناى اجراى برنامه اى حساب شده ، مسالمت آميز و دراز مـدت بـراى نـفوذ در اركان سياسى يك نظام به منظور تغيير سيستم سياسى يك كشور و يا ايجاد تغيير و تحول اساسى درباورهاى اصلى آن مى باشد.

 امـروزه از بـرانـدازى نـرم ، تـعـابـيـر مـخـتـلفـى بـه عـمـل مـى آيـد كـه هـر چـند ممكن است تفاوت هاى ظريفى داشته باشند اما بايد دانست كه در نـهـايت ، ماهيت و محتوا يكى است . اين موارد عبارت اند از: براندازى در سكوت ، براندازى خـامـوش ، بـرانـدازى قـانـونـى ، فـروپـاشـى از درون ، انـقـلاب نـارنـجـى ، انـقـلاب گل سرخ ، انقلاب رنگى ، انقلاب مخملى ، و... . هدف مشترك همه اينها، تغيير ارزش ها و در صـورت لزوم افـراد نـظـام حـاكـم با روش هاى بيش تر مسالمت آميز و با بهره گيرى از ظرفيت هاى قانونى موجود در قوانين نظام حاكم است .

 

تاريخچه براندازى نرم

 در تـاريـخ مـعـاصـر جـهـان ، نـمونه هاى مختلفى از براندازى نرم رخ داده است . تلاش ‍ انگليس و عوامل وابسته آن براى ايجاد انحراف در نهضت مشروطيت ايران از جمله اين نمونه هـاسـت . در جـريـان ايـن نـهـضت تلاش شد تا به كمك فعاليت هايى مانند نفوذ در سطوح بالاى نهضت ، ايجاد بدبينى و دو دستگى ، تحريك مشروطيت از مسير واقعى خود كه ايجاد عـدالت بـراى مـردم بود، دور افتد و در مسيرى قرار گيرد كه بر اثر شدت گرانى ها، قـحـطـى هـا و هـرج و مـرج ، زمـيـنـه بـراى كـودتـاى ديكتاتورى به نام رضا خان فراهم گردد.172

 در نـهـضـت مـلى شـدن صـنـعـت نـفت نيز شاهديم كه برخى سازمان هاى جاسوسى غربى ، مستقيم يا غير مستقيم با برخى روزنامه ها تماس برقرار مى كنند و آن ها را در مسير اهداف بـرانـدازانـه خـود ضـد دولت مـصـدق هـدايـت مـى كـنـنـد و سـرانـجام با كودتايى مشابه براندازى نرم آن را ساقط مى كنند. در اين باره ، مقام معظم رهبرى چنين مى فرمايد:

 اخـيـرا سـازمـان سـيـا، اسـنـاد خـود را دربـاره نـقـش سـيـا در مـطـبـوعـات ايـران ، قـبـل از كـودتـاى 28 مـرداد، مـنـتـشـر كـرده است كه اين نشان مى دهد برخى روزنامه ها با پول ، هدايت و تغذيه سيا زمينه ساز كودتاى 28 مرداد [1332] بوده اند. (9 / 12 / 79)

 يـادآور مـى شـود كـودتـاى فـوق از نوع كودتاهاى رايج جهان نبود كه توسط عده اى از نـظـامـيـان انـجـام مـى شـود. بلكه نمونه بارزى از براندازى نرم بود كه با تظاهرات افرادى انجام شد كه عده اى از آنان ، از اشرار و اوباش به حساب مى آمدند.

نمونه تازه ترى از براندازى نرم را در اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى سابق مى توان ديد. دشمن اين براندازى را با موفقيت انجام داد و به همين علّت ، هيچ دليلى ندارد آن شـگـردهـا را در باره ما تكرار نكند. در اين باره ، گفتنى است دولت آمريكا در دهه 1970 بـراى مـقـابـله بـا خـطـر شـوروى ((كـمـيـتـه خـطـر جـارى )) را تاءسيس كرد. گروهى از سـنـاتـورهـاى آمـريكايى ، مسئولان ارشد وزارت خارجه ، اساتيد برجسته علوم سياسى ، موسسه مطالعاتى ((امريكن اينترپرايز)) و گروهى از مديران باسابقه سيا و پنتاگون اعضاى اين كميته را تشكيل مى دهند.

 كـمـيـته خطر جارى براى مقابله با شوروى سابق ، طرح براندازى نرم و فروپاشى از درون را پيشنهاد دادند كه به دليل فقدان معنويت و غفلت از خداى بزرگ در شوروى سابق نـتـيـجـه داد و مـنـجر به فروپاشى اين ابرقدرت شد. طرح اينان سه راهكار عمده داشت : ((دكـتـرين مهار))، ((نبرد رسانه اى )) و ((ساماندهى نافرمانى مقام معظم رهبرى با ارائه يـك تـحـليـل جـامـع و عـلمى از روند حوادثى كه منجر به فروپاشى شوروى سابق شد، شگردهاى آمريكا و غرب را چنين برشمردند:

 ـ تـعـريـف فـراوان از گـوربـاچـف كـه نـداى اصـلاحـات را سـر داده بـود بـراى جـذب و اغفال او كه مؤ ثر واقع شد و او فريب خورد؛

  حمايت غرب از دگر انديشان و منتقدان به وضع موجود؛

  ورود تدريجى نمادهاى فرهنگ غرب مانند ساندويچ مك دونالد؛

 ـ ورود يـك عـنـصر تندرو به نام يلتسين كه مرتب مى گفت سرعت اصلاحات را بايد بالا برد و حمايت شديد غربى ها از او؛

 ـ موافقت گورباچف با برگزارى انتخابات در روسيه و برنده شدن يلتسين ؛

 ـ شـروع بـه كـار يـلتـسـيـن در 24 / 3 / 1370 و فـروپـاشـى اتـحـاد شـوروى در اوايل ديماه همان سال ؛

 ـ ترتيب يك كودتاى مشكوك كه طى آن يلتسين با شجاعت نمايشى در برابر دوربين هاى تلويزيونى ، اين كودتا را خنثى كرد؛

 ـ درخـواسـت اسـتـقلال پياپى جمهورى هاى اتحاد شوروى كه با موافقت يلتسين و مخالفت گورباچف رو به رو مى شد اما در نهايت ، يلتسين حرف خود را به كرسى مى نشاند؛

 ـ زمـزمه تدريجى كناره گيرى گورباچف ، انحلال حزب كمونيست و اعلام شكست ماركسيسم (3)

 مقام معظم رهبرى در ادامه تحليل خود، چنين نتيجه مى گيرند:

 ايـن طـرح مـوفـق امـريـكـا در شـوروى بـود، يـعـنـى يـك ابـرقـدرت را بـا يـك طرح كاملا هـوشـمـندانه ، با صرف مقدارى پول ، با خريدن برخى اشخاص و با به كار گرفتن رسانه هاى تبليغى ، توانستند طى يك طراحى سه ، چهار ساله و يك نتيجه گيرى شش ، هفت ماهه بكلى منهدم كنند و از بين ببرند! (19 / 4 / 1379)

 تـازه تـر از ايـن مـوارد، انقلاب هاى رنگينى بود كه توسط آمريكا و اغلب با پشتيبانى بنياد جامعه باز جرج سوروس ثروتمند مشهور و صهيونيست آمريكايى انجام شد.( 4) او روى كـانـديـداى خـاصـى بـراى انـتـخـابـات ريـاسـت جمهورى سرمايه گذارى عده اى از مـتـخصصان تبليغات انتخاباتى از غرب هم اجير مى شدند تا به كانديداى مورد نظر او كـمـك كـنـنـد. كـانـديـداهـاى رقـيـبـى كـه مـمـكـن بـود بـا حـرف يـا پـول كـنـار رونـد، كـنـار گـذاشـتـه مى شدند و براى تحميق مردم آن كشور، از كانديداى مـطـلوب غـرب مـى خـواسـتـنـد در صورت لزوم ضد آمريكا هم حرف بزند و با تمام وجود كارى كند تا راءى بياورد. از سوى ديگر، عده اى از جوانان محلى را سازماندهى مى كردند و بـه واسـطـه اروپـايـى هـا بـرايـشـان آمـوزش و حـقـوق هـم قرار مى دادند تا بر صحت انتخابات نظارت كنند. به اين ترتيب كانديداى مورد نظر با سرمايه هاى كلان غرب و با تبليغات فراوان در برخى كشورها موفق مى شد راءى بياورد و اگر نظام حاكم نتيجه انـتـخـابـات را زيـر سؤ ال مى برد با يك تظاهرات گسترده مردمى ! و حمايت رسانه اى غـرب قـدرت را در دسـت مـى گـرفـت . از ايـن روش ، بـا مـوفـقـيـت در صـربـسـتان ،(5 )گرجستان ، بلاروس ، اوكراين ، و ... استفاده شد(6)

 روش ها و فعاليت ها در براندازى نرم

 چـگـونـه يـك نـظـام در بـرابـر مخالفان خود از پاى در مى آيد و شكست مى خورد؟ اصولا عـوامـل شـكـسـت خـوردن چـيـسـت ؟ بـه نـظـر مـى رسـد دشـمـن بـا تـقـويـت عوامل شكست در طرفداران نظام و تضعيف آن در مخالفان نظام سعى دارد تا شاهد پيروزى را در آغوش ‍ كشد. بر اين اساس ، راهكارهاى براندازى نرم را برمى شماريم :

 1. راهكارهاى سياسى

 آمـريـكا و دنياى استكبارى براى براندازى نظام اسلامى از راهكارهاى گوناگونى بهره مى برد كه برخى از آنها به شرح زير هستند:

 ـ مـهـار: بـراسـاس ايـن راهـكـار، بـرنـامـه هـسـته اى ايران ، و نفوذ ايران در جوامعى مانند افغانستان ، عراق و لبنان بايد مهار گردد.

 ـ اسـب تـروا: تـلاش بـراى بـازگـشـايـى سـفـارت آمـريكا در تهران ، تقويت NGOهاى طرفدار آمريكا در ايران و حمايت مستقيم از جنبش طرفدار دموكراسى ـ جنگ روانى : افزايش مراودات رسمى مقامات دولت آمريكا با ضد انقلاب داخلى ، گسترش ‍ برنامه هاى راديو و تـلويـزيـونـى راديـوفـردا و صـداى آمريكا، افزايش آستانه جنگ در اذهان مردم ايران با تـبـليـغـات انـجـام عـمـليـات نـظـامى و بالاخره تمركز روى نقض حقوق بشر در ايران از محورهاى اصلى اين راهكار است .(7)

 ـ بـى اعـتـبـار كـردن رهـبـران ديـنـى و انـقلابى : بويژه مغزهاى اصلى تصميم گيرى در كشور؛

 ـ ايجاد و گسترش اختلاف بين جناح هاى مختلف حاكميت با هم و با مردم ؛

 ـ مـشـغـول سـاخـتـن ذهـن مـديـران نظام به مسائل داخلى و منصرف ساختن آنان از تعقيب اهداف جهانى انقلاب اسلامى ؛

 ـ نفوذ در مجامع روشنفكرى و تصميم سازى نظام ، مانند دانشگاه ها، مطبوعات ، مراكز نشر كتاب و فيلم ؛

 ـ انحراف افكار عمومى كشور به نفع آمريكا.( 8)

 ـ كوشش براى متهم كردن مسئولين ايرانى به موارد شبيه ميكونوس .

 ـ تلاش براى حذف مسالمت آميز رهبران روحانى ايران .(9)

 ـ ايجاد شكاف بين دولت و ملت : خانم هاله اسفنديارى در اعترافات تلويزيونى خود چنين مى گويد:

 ((هـدف دراز مـدت بـنـيـاد سـوروس بـراى پياده كردن فلسفه جامعه باز و حركت كردن آن جامعه و هر جامعه اى به سمت جامعه باز اين است كه ميان حاكميت و ملت شكاف ايجاد شود و از طـريـق ايـن شـكـاف آن قـسـمـتـهـايـى از جـامـعـه مـدنـى كـه بـرمبناى فلسفه جامعه باز شكل گرفته و توانمند شده روى آن حاكميت فشار بياورد براى تغيير رفتار.

 ايـن شـايـد شـتـاب زده شـود وقـتـى كه حالت گرجستان باشد يا به تدريج به تغيير رفتار از طريق انتخابات و از طريق تغيير رفتارهاى نرم و تدريجى باشد.

 بـراى ايـجـاد ايـن شـكـاف يـا حاكميت و دولت مركزى بايد تضعيف شود و يا بخش ‍ جامعه مدنى يا عمومى كه همراه حاكميت نيست بايد توانمند شود. (10)

 ـ نفوذ: تلاش مى شود هواداران غرب در پست هاى كليدى نظام رسوخ كنند.

 آنـان مـى شـود، اما در كل سعى بر اين است كه با برخورد قاطعانه با اينان و تلاش در اخراج و انزواى طرفداران واقعى نظام ، زمينه براى قدرت يابى نفوذى ها مساعد شود.

 ـ سـرنـوشـت حـتـمـى : وانـمـود مى شود كه دمكراسى آن هم از نوع غربى آن ، نوعى وحى منزل است كه بايد لزوما و به دقت اجرا شود و اين سرنوشت حتمى هر اجتماعى است .(11)

 ـ سـاخـت حـزب : تـلاش بـر ايـن اسـت كـه بـا تـاءسـيس يك حزب مخالف دولت كه در عين حـال خـود را مـعـتـدل و مـسـئول نـيـز جلوه مى دهد چنان شود كه همه مخالفان نظام ، بويژه كـسـانـى كـه خـود زمانى از طرفداران نظام بوده اند اما به هر دليلى از آن زده شده اند، جذب و سازماندهى گردند.

 ـ جـذب نـظـامـيان : سعى مى شود فرماندهان نظامى توسط مخالفان نظام جذب گردند و سربازان براى دفاع از نظام بى انگيزه شوند.

 ـ صـلح طـلبـى : تـلاش مـى شـود مـخـالفـان نظام در افكار عمومى طرفدار صلح و صفا مـعـرفـى شـونـد و طـرفـداران نـظـام اهـل خـشـونـت و جـنـگ طـلبـى ! امـا در هـمـان حال در پشت پرده اين مخالفان نظام هستند كه دست به خشونت مى زنند.

 ـ انـتـخابات فعال : تلاش مخالفان نظام در براندازى نرم ، بر اين است در انتخابات و تمامى جاهايى كه بتوان خود را مطرح كرد، حضور فعالى داشت .

 ـ حـمـايت هاى جهانى : تلاش مى شود تا با رسانه هاى گروهى غرب ، سازمان هاى حقوق بـشـرى ، تـشـكـل هـاى بـيـن المـللى و نيز با نمايندگان كنگره آمريكا ارتباطات وسيعى برقرار گردد و حمايت هاى مختلف سياسى و مادى براى مخالفان نظام جذب گردد.

 ـ اتـحـاد مخالفان نظام : سعى مى شود بين مخالفان نظام ، بويژه بين جنبش هاى معلمين ، كـارگـران و دانـشـجـويـان نوعى هماهنگى برقرار گردد و همه نيروها براى مخالفت با نظام موجود در مسيرى واحد قرار گيرند.

 آمـادگـى : در بـرانـدازى نـرم ، تلاش بر اين است مخالفان نظام از آمادگى لازم براى جـايـگـزيـنـى بـرخـودار بـاشـنـد تـا در صـورت بـروز مـشـكـل بـراى نظام حاكم به سرعت ـ تضعيف رهبرى : رهبرى محور اصلى وحدت در جامعه و مقابله با دشمنان دين خداست . از اين رو، دشمن تلاش دارد تا با ترويج شايعات مختلف ، از مـيـزان عـلاقـه ، اعـتـمـاد و اطاعت پذيرى مردم در برابر رهبرى بكاهد كه چنين چيزى مى تواند براى انقلاب اسلامى بسى خطرساز باشد.

 دشـمنان جمهورى اسلامى بويژه دولت آمريكا به خوبى دريافته اند تا زمانى كه مردم به ولايت فقيه وفادارند و به آن به عنوان يك نظام قانونى ، مشروع و مقدس مى نگرند، نـمـى تـوانـنـد سـلطـه خـود را بـر آنـان تـحـمـيـل سـازنـد. ايـن واقـعـيـت بـه شـكـل كـامـلا روشـن و عـريان در سخنان استانلى روم ، معاون رييس سازمان امنيت ملى آمريكا خودنمايى مى كند. او صريحا اعلام كرده بود:

 ((آنـچـه تـاكـنـون هـمـه تـحريكات ما را براى براندازى نظام جمهورى اسلامى ايران با ناكامى مواجه ساخته است ، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است .)(12)

 در واقـع از ديـدگـاه سـيا كه توسط ادوارد شرلى از كارشناسان برجسته آن بيان شده اسـت تـنـهـا سـرنـگـونـى ولايـت فـقيه به منزله تغيير ماهيت رژيم ايران است . او در تير 1377 در فـصـلنـامـه آمـريـكايى خاورميانه در جريان يك ميزگرد چهارنفره تصريح مى كند:

 اگـر نـظـام ولايـت فـقـيـه در ايـران از هـم بـپـاشد آن وقت مى توان پذيرفت كه جمهورى اسلامى تغيير ماهيت داده و برقرارى روابط ممكن خواهد شد.(13)

 ـ انتخابات هدايت شده : از جمله روش هاى براندازى نرم در كشورهايى كه دمكراتيك هستند، فـعـال سـازى عـوامـل همفكر غرب در صحنه انتخابات مختلف بويژه رياست جمهورى است . عـوامـلى كـه مـمـكـن اسـت در ظـاهـر عـليـه غـرب حـرف هـم بـزنـنـد امـا در عـمـل بـا انـديـشـه هـاى غـرب هـمـسـويـى دارنـد. در چـنـيـن مـواردى غـرب بـا اسـتـفـاده از پـول هاى عظيمى كه صرف تبليغات كانديداى مطلوب خود مى كند و از طريق اعزام جمعى از مـتـخـصـصان تبليغاتى براى كمك به كانديداى مورد نظر و ايجاد اتحاد نظر در بين مخالفان براى حمايت از يك كانديداى مطلوب غرب ، دوستان خود را به قدرت مى رساند. در اين باره ، شرحى از آنچه آمريكا در برخى كشورهاى بلوك شرق سابق انجام داده بود در پـايـان بـحـث تـاريخچه همين نوشتار در اين باره ، گفتنى است ، آمريكا براى اين كه دخـالت هـايـش عـلنـى نـشـود، انجام قسمت هاى مهمى از اين ماءموريت را به سازمان هاى به ظـاهـر غـيـر دولتـى سـپـرده اسـت كـه نمونه برجسته آن بنياد جامعه باز متعلق به جرج سوروس است . اين بنياد، علاوه بر آنچه در مبحث تاريخچه گذشت ، بر اساس ‍ راهكارهاى كميته خطر جارى ، تلاش دارد تا با جذب نخبگان فكرى و سياسى كشورهاى هدف ، دعوت از آنـان بـراى شـركـت در بـرخـى هـمـايـش هـاى به ظاهر علمى در ايالات متحده ، شبكه اى عـنـكـبـوتـى در آن جـامـعـه ايـجـاد كـنـد و بـا ايـجـاد اتـحـاد بـيـن ايـن شـبـكـه هـا، كـنـتـرل و هدايت مخالفان دولت را در دست گيرد و با روش هاى به ظاهر دمكراتيك ، مانند شـركـت در انتخابات هدايت شده ، قدرت سياسى را قبضه نمايد. خانم هاله اسفنديارى از سـرپـل هـاى ايـرانـى ـ آمـريـكـايـى اين بنياد بود كه در هيجدهم ارديبهشت 1386، توسط وزارت اطلاعات دستگير شد. در اين باره ، بيانيه وزارت ياد شده چنين توضيح داد:

 ((... در خـصـوص خانم ((هاله اسفنديارى )) نيز به آگاهى مى رساند، وى مدير و موسس ‍ برنامه خاورميانه مركز ((ويلسون )) در آمريكا مى باشد كه بودجه اين موسسه از طريق كـنـگـره آمـريـكـا تـامـيـن مـى گـردد؛ ايـن مـركـز حـلقـه اتـصـال ارتـبـاط ايـرانـيـان بـا سـازمـان هـا و نـهـادهـاى آمـريـكـايـى بـوده كـه بـا هـدف تـوانـمـنـدسـازى عـرصـه هـاى مـوثـر جـامـعـه در راسـتـاى اهـداف بـيـگـانـگـان دنبال مى شده است . به عنوان مثال ، رامين جهانبگلو يكى از مدعوين جذب و با همكارى ساير سـازمـان هـا ايـن مـركـز بـوده كـه از طـريـق بـنـيـاد NED و نـهـادهـاى آمـريـكـايـى ، مـدل فـروپـاشـى اروپـاى شـرقـى و نـقـش روشـنـفـكران در آنجا و تطبيق آن با ايران را تئوريزه كرده و به عنوان يك پروژه دنبال مى نموده است .

 در تـحـقـيـقـات بـه عـمل آمده ، خانم اسفنديارى اظهار مى دارد كه فعاليت ها و برنامه هاى مـربـوط بـه ايـران در بـرنـامـه خـاورمـيـانـه اين مركز، از طريق بنياد معروف آمريكايى ((سـوروس )) حـمـايـت و پـشـتـيبانى مالى شده است . (اين بنياد آمريكايى متعلق به جورج سـوروس بـوده كـه نـقـش كـليـدى در انـقـلابـات رنـگـارنـگ سـال هـاى اخـيـر در چـنـد كـشور داشته است .) با همكارى خانم اسفنديارى ، مدير و نماينده تحقيقات تكميلى در اين خصوص ‍ ادامه دارد. وى در بازجويى هاى اوليه اظهار مى دارد كه بـنـياد سوروس در ايران با ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمى و تلاش براى توسعه و گسترش آن ، اهداف براندازانه خود را دنبال مى نموده است .))(14)

 2. راهكارهاى اقتصادى

 ـ بـهـره بـردارى از ضـعـف سـيـاسـت هـاى اقـتـصـادى نـظـام حاكم نهايت بهره بردارى به عمل مى آيد و طرفداران رژيم متهم به فساد و رشوه خوارى مى گردند؛

 ـ كـمـك مـالى به خانواده هاى زندانيان و گروه هاى مخالف حكومت و حتى نظارت يا مشاركت در اعتراض ها؛

 ـ تشويق اعتصابات و شورش هاى كارگرى .(15)

 3. راهكارهاى فرهنگى

 ـ ايـجـاد تـرديـد در مـقـدسـات ديـنى : اصل اسلام نيز در معرض تهاجم دشمنان قرار دارد. سـامـوئل هـانـتـيـنـگـتـون كـه كـتـاب جـنـجـالى او ((بـرخـورد تـمـدن هـا)) تـبـديـل بـه بـيانيه اعلام جنگ محافظه كاران جديد شده بود، در اين كتاب مى نويسد كه دشمن ، طيف راست اسلامى نيست ، بلكه دين خود قرآن است :

 ((مساله اساسى غرب ، اسلام بنيادگرا نيست ، بلكه خود اسلام به مثابه تمدنى متفاوت اسـت كـه پـيـروانـش مـتـقـاعد شده اند فرهنگ شان برترين است و با پستى و فرومايگى قـدرت شـان بـاعـث آزار و اذيـت مى شوند. مساله اسلام ، سى آى ا، يا وزارت دفاع ايالات متحده نيست . مشكل اسلام ، غرب به مثابه تمدنى ديگر است كه مردمش جهانى بودن فرهنگ شـان را بـاور دارنـد و بـرآنـنـد كـه اگـر قـدرت در حال زوالى بخواهد به آنان تحميل شود، فرهنگ عالى و برتر آنان وظيفه دارد آن فرهنگ را در سراسر جهان بگسترد.(16)

 ـ حمايت مكرر و مؤ كد از حقوق بشر و دموكراسى در ايران ؛

 ـ تـدارك شـبـكـه هـاى مـتـعـدد راديو تلويزيونى براى ايرانيان با استفاده از جديدترين فنآورى هاى روز؛(17)

 خط مى دهد:

 [امـام ] خـمـيـنـى در اوليـن سـال انقلاب كه جمهورى اسلامى ايران را به رفراندوم ((اقدام گذاشت اقدامى هوشمندانه بود و تدوين قانون اساسى ايران دومين گام هوشمندانه او با اين دو اقدام خود ساختار اسلامى حكومت را شكل داد. ما به بود. توصيه كرده ايم كه براى مـتـزلزل كردن رژيم اسلامى بايد [امام ] دوستان خود روى دو نقطه بيشتر متمركز شوند. اول اسـلامـيـت رژيـم و دوم بى نقص بودن قانون توده هاى مردم [امام ] اساسى ، اين حركت نبايد در ميان خمينى حساسيت دارند باشد زيرا مردم عادى نسبت به اسلام و اما در دانشگاهها و در مـحـافـل روشـنـفـكرى به عنوان بحث و تريبون آزاد مى توان اسلامى بودن رژيم را نـشـانـه تـبـعـيـض در مـيـان مـلت مـعـرفـى كـرد و حـذف قيد اسلامى را به عنوان يك حركت دموكراتيك دنبال كرد. مخالفت مستقيم با قانون اساسى رژيم نيز حساسيت برانگيز است ، اين حركت را مى توان با ايجاد ترديد درباره قانون اساسى آغاز كرد...!))(18)

 ـ بى اعتبار جلوه دادن منابع خبرى نظام بويژه صدا و سيما؛

 ـ ايجاد تحير و سرگردانى ذهنى در بين مردم : سعى مى شود با طرح حجم عظيمى از سؤ ال ، مـخـاطـب را در بـاورهـاى خـود بـه تـرديـد انـدازد. در مـثـل بـايـد گـفـت بـه يـك بـاره ، حـجـم عـظـيـمـى از سـؤ ال در خصوص ولايت فقيه و يا دفاع مقدس براى جوانان كشور طرح مى كنند و آنان را به شـك و شـبـهـه مـى انـدازنـد. البـتـه طرح سئوالات واقعى براى رفع شبهات حقيقى امرى پـسـنديده است اما در اين باب ، هدف طرح سئوال و فهم واقعيت نيست ، هدف ايجاد شبهه در اذهان مردم است ؛

 ـ ايجاد تصويرى دلفريب از آمريكا در اذهان مردم ؛

 ـ نابود ساختن انگيزه دفاع از كشور و ناموس در صورت حمله احتمالى آمريكا؛(19)

 ـ نـبـرد رسـانـه اى : رسـانـه هـاى اسـتـكـبـارى بـه صورت نسبتا يكدست در كنار برخى روزنـامـه نـگـاران مـزدور و يـا فـريب خورده داخلى تلاش مى كنند تا زمينه را براى نفوذ دشمن مهيا سازند.

 دارنـد. احـسـاس نـاتـوانـى ، بـدبـيـنـى بـه آيـنـده ، تـنـبـلى ، هـوسـرانـى و امـثـال آن از جمله ميكرب هاى روحى هستند كه در هواى نفس آدمى لانه كرده اند. در براندازى نـرم ، بـه بـهـانـه كـار فـرهـنـگـى تـلاش مى شود تا اين نفس چون اژدها تحريك شده ، فعال گردد. دشمن اسم اين كار را اسلحه فرهنگى مى گذارد. فايده اين كار براى دشمن ايـن اسـت كـه مـا را از فـرهـنگ اسلامى و معنوى دور مى كنند و اگر هيچ دستاورد ديگرى هم بـرايـشـان نـداشـتـه باشد همين كافى است . ((صدرالدين الهى )) عضو رسانه اى شبكه برانداز در خارج از كشور، در كنفرانسى كه با همكارى آمريكا و آلمان و كارگردانى كنت تيمرمن در سال 1368 در هامبورگ تشكيل شده بود، چنين گفت :

 ((چـون نـظـام به اسلام وحمايت مردم تاءكيد دارد، وقتى سخن ازبراندازى به ميان مى آيد مـردم مـوضـع مـى گـيـرنـد؛ امـا يك راه وجوددارد. حكومت تهران را فقط باسلاح فرهنگ مى توان خلع سلاح كرد و دست بسته تحويل مردان سياست داد.))(20)

 اينان به نام فرهنگ ، برخى ويروسهاى مخرب را به جامعه تزريق مى كنند. اين ويروس هـا، انـديـشـه هـاى مـردم را بيمار مى سازند، آينده را در نظر آنان تاريك جلوه مى دهند تا روح امـيـد و نشاط را از مردم بگيرند و به اين ترتيب ، نظام را از سرمايه اصلى اش كه مـردم بـاشـد خـلع سـلاح كـنـنـد و مـحيط سياسى كشور را براى بروز فجايع مختلف آماده سازند. در اين باره ، مقام معظم رهبرى مى فرمايد:

 هـمـيـشـه دشـمـنـان بـيـرونـى مـلت ايـران سعى كرده اند اين ميكروبها را در درون جامعه ى ايـرانـى رسـوخ دهند: ((شما نمى توانيد))، ((شما قادر نيستيد))، ((آينده تان تاريك است ))، ((افـقـتـان تـيـره است ))، ((بيچاره شديد))، ((پدرتان درآمد)). سعى اين بوده است كه مـلت مـا را نـا امـيد، كسل ، بى اعتماد به نفس ، تنبل و چشم به دست بيگانه بار بياورند؛ اينها دشمنان درونى است .(21)

 4. راهكارهاى اجتماعى

 ـ گسترش فساد و اعتياد در جوانان كشور؛(22)

 ـ تـضـعـيـف روحـانيت متعهد: روحانيت متعهد پاسدار اصلى اعتقادات دينى مردم است . كاستن از نفوذ روحانيت ، به مفهوم هموار ساختن راه براى نفوذ فرهنگ سيا، مى گويد:

 كليد اصلى براى ايجاد يك تغيير بنيادين در سياستهاى ايران از بين بردن خصوصيات انـقلابى رژيم ايران است و اين فقط با تحريم اقتصادى به دست نمى آيد. بلكه بايد نفوذ روحانيت را از بين برد و عقايد انقلابى از درون تهى شود.(23)

 5. راهكارهاى امنيتى

 ـ تلاش براى دامن زدن به گرايش هاى تجزيه طلبانه در نقاط مختلف كشور؛194 انسان هـا تـا دسـت هـمـكـارى و وحـدت بـه يـكـديـگـر نـدهـنـد، از پـس بـسـيـارى از كـارهاى مهم ، مثل حفاظت از يك نظام اسلامى بر نخواهند آمد. دشمن تلاش دارد تا عنصر نزاع و تفرقه را در جامعه اسلامى وارد سازد و در مقابل به طرفداران خود انسجام بخشد. در همين راستا به خـبـر زيـر تـوجـه فـرمـايـيـد، خـبـرى كـه ((بـاشـگـاه خـبـرنـگـاران )) آن را از فايننشال تايمز نقل كرده است :

 ((ايـالات مـتـحـده هـمـزمـان بـا مـذاكـره بـا تـهـران در حال قاچاق سلاح و پول به گروه هاى اقليت قومى ايرانى است .))(24)

 ـ دامن زدن به نافرمانى مدنى در تشكل هاى دانشجويى و نهادهاى غير دولتى و صنفى ؛

 ـ حمايت از مخالفان حكومت ايران : سفر فعالان جوان خارجى از كشورهاى متحد ايالات متحده به ايران ، و حمايت آنان از جنبش هاى مدنى و نافرمانى ها؛

 ـ دعـوت فـعـالان جـوان ايـرانـى به خارج ، براى شركت در سمينارهاى كوچك . اين كار در صربستان ، فيليپين ، اندونزى و شيلى و كشورهاى ديگر جواب داده است . اين افراد بايد از سوى مقامات آمريكايى انتخاب شوند، نه نهادهاى ايرانى ؛

 ـ اسـتـفـاده از سـفـارتـخـانـه هـاى كـشورهاى ديگر در تهران : حضور در جلسات محاكمه و درخواست مشترك براى آزادى زندانيان سياسى ؛

 ـ تـضـعـيـف سرويس هاى امنيتى و نظامى حكومت ايران : بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسى پديد آورد و يا آن را حذف كرد.(26)

 بـه مـنـظـور ارائه تـصـويـرى روشـن تـر از چـگـونـگـى انـجـام بـرانـدازى نـرم ، مراحل انجام آن به صورت زير ترسيم مى گردد:

 1. ايـجـاد اتحاد بين مخالفان نظام : در اين مرحله تلاش مى شود تا همه مخالفان نظام و سرخوردگان از آن از همه اقشار حتى نظامى و روحانى جذب ، انسجام و سازمان پيدا كنند.

 2. از كـار انـداخـتـن مـراكـز كـليـدى نـظـام : در اين مرحله به كمك رسانه هاى غربى و يا رسـانـه هـاى وابـسـتـه بـه غـرب تـلاش مـى شود چهره ها و مغزهاى اصلى نظام ، بويژه شـخـص ‍ رهـبـرى و يـا نـزديـكـان اصـلى او مـورد ترور شخصيت قرار گيرند و با القاء شـبـهـات ، سـؤ الات و پخش شايعات مختلف قدرت رهبرى و ساير مراكز اثر گذار نظام تضعيف گردد. حمله به قانون اساسى را نيز مى توان در اين مرحله تصور كرد.

 3. نـفـوذ در مـراكـز قـدرت نـظـام : بـايد با تضعيف مراكز نظارتى نظام ، مانند شوراى نگهبان و هسته هاى گزينش چنان كرد كه زمينه نفوذ براى هواداران غرب مهيا تر شود.

 4. بـى اعـتبار سازى رسانه ملى : رسانه ملى بايد به شيوه هاى مختلف به تصرف در آيـد. حـال اگـر نـشـد بايد آن را از اعتبار انداخت و متهمش كرد كه دروغ مى گويد و جناحى عـمـل مـى كـند. سپس رسانه هاى جايگزين مطرح مى شود كه امروزه در سايه پيشرفت هاى فن آورى دستيابى به آن كار سختى نيست .

 5 . از كـار انـداخـتـن نـيـروهـاى ضـد براندازى : نيروهاى امنيتى و نظامى بويژه سپاه مهم تـريـن نـيـروهـايـى هستند كه بايد در برابر براندازان بايستند. توپخانه رسانه اى دشـمـن تـلاش مـى كـنـد تـا ايـن نـيـروهـا را بـى انـگـيـزه كـنـد و بـا طـرح مـبـاحـثى نظير قتل هاى زنجيره اى و امثال آن دستگاه امنيتى يك كشور را تضعيف كند.

 6 . بـيـرون رانـدن مـخـالفـان : با نفوذ تدريجى و قدرت يابى هواداران غرب در مراكز حساس ، كار تصفيه تدريجى اين مراكز از طرفداران واقعى نظام ، در صورتى كه دست از عقايد ارزشى خود بر ندارند آغاز مى شود و به اين ترتيب يك براندازى نرم صورت گرفته است .(27)

 الزامات و خصوصيات براندازى نرم

 مـطـابـق آنـچه تاكنون بيان شد مى توان گفت براندازى نرم به لحاظ ماهوى ، كار روى فـكـر افـراد اسـت و در كـل ، عـمـلى فـرهـنگى ـ تبليغى محسوب مى شود. به سخن ديگر، نـوعى جنگ فرهنگى و عمليات روانى است . بر اين اساس ، برخى الزامات و خصوصيات آن مثل هر جنگ فرهنگى ديگر عبارت است از:

 1. آزادى بـالا: پـيـش نـيـاز بـرانـدازى نـرم ، وجـود جامعه اى آزاد و مردم سالار، مسئولانى غـافـل از حـركـات دشمن و مردمى با سطح آگاهى پايين نگه داشته شده است . براندازى نـرم در جـوامـعـى كه سطح آگاهى مردم بالا بوده و يا توان اطلاعاتى نظام در تشخيص ‍ حركات دشمن بالا باشد، مؤ ثر نيست .

 2. هـوشـمـنـدى : در عـمـليات فرهنگى نياز به سطح بالايى از تخصص هاى گوناگون وجـود دارد. از ايـن رو، افـراد درگـيـر در آن ، اغـلب از كـسانى هستند كه تحصيلات بالاى دانشگاهى دارند. مقابله با آن هم نياز به هوشمندى و تحصيلات بالا دارد.

 3. پرستيژ: براندازى نرم عملى شيك و داراى پرستيژ تلقى مى شود. تهاجم نظامى در عـرف جـامـعـه بـين المللى عملى مطلوب تلقى نمى شود، و مخالفت هاى بسيارى را برمى انـگـيـزد، در حـالى كـه عـمـليـات فرهنگى را مى توان با پوشش هاى زيبا مانند دفاع از دمكراسى ، آزادى و حقوق بشر انجام داد.

 4. درازمدت بودن : عمليات فرهنگى زمان بر است و در كوتاه مدت جواب نمى دهد.

 5 . فقدان تلفات ظاهرى : در جنگ فرهنگى انسان ها در ظاهر كشته نمى شوند، اما وجدان و معنويت آنها قربانى مى گردد.

 6 . تـنـوع ابـزارهـا: ابزارهاى سياسى ، اقتصادى ، ديپلماتيك ، و حتى نمايش هاى نظامى مـورد اسـتـفـاده قـرار مـى گـيـرنـد. در ايـن بـيـن ، رسـانـه هـا نـقـش اول را ايفا مى كنند.

 7. هزينه پايين : هزينه هاى نبرد فرهنگى در مقايسه با نبرد نظامى بسيار ناچيز است .

 راهكارهاى مقابله با براندازى نرم

 لحـاظ روحـى ، از خـودگـذشـتـگـى فـراوانـى را مـى طـلبـد. دشـمـنان ما حماقت كرده اند و چـگـونـگـى عـمـلكـرد خـود را افـشـا كـرده انـد. راه مـقـابله از طريق اجراى ضد پيشنهادهاى براندازى عملى است . در اين باره ، گفتنى است :

 نـظـام اسـلامـى نبايد اجازه دهد مخالفان نظام با يكديگر متحد شوند، بايد تفرقه را در مـيـان آنـهـا بـه شـيـوه هـاى گـونـاگون مانند خريد برخى از آنان و يا نفوذ دادن برخى عـوامـل بـه درون آنـهـا، دامن زد و اتحاد در بين خودى هاى نظام اسلامى را هر چند با هزينه معنوى بالا حفظ كرد.

 نـظـام اسـلامـى نـبـايـد اجازه دهد عوامل نا اهل و نا محرم در پست هاى كليدى نظام رخنه كنند. بـايـد نـظـارت اسـتـصـوابـى شـوراى نـگـهـبـان را بر انتخابات مختلف جدى گرفت تا وابـسـتـگـان دشـمـن امـكـان نفوذ نيابند. تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها بايد تقويت شوند. نظام اسلامى بايد براى تقويت بصيرت نظاميان تلاش بيش ترى كند تا مـبـادا دشـمـنـان ، افـكـار نـظـامـيان را كه نگهبانان اين سرزمين هستند معطوف خود سازند و دوباره سلطه غارتگرانه خود را بر اين سرزمين مقدس برقرار نمايند.

 از ارتباطات مشكوك بين مخالفان نظام و بيگانگان بايد جلوگيرى كرد. حتى در خصوص بـرخـى مـقـامـات مـتـوسط نظام نيز بايد نظارت داشت تا مبادا دشمن آنان را فريب دهد. در بـرخـورد بـا عـوامـل دشـمن بايد با قاطعيت عمل كرد و از جوسازى هاى رسانه هاى غربى بيمى به خود راه نداد.

 رسـانـه هـاى مـتـعـهد به نظام اسلامى بايد خشونت گرى مخالفان نظام را افشا كنند تا نـتوانند مردم را فريب دهند و خود را اشخاصى محترم جا بزنند. بايد آگاهى هاى سياسى اقـتـصـادى مردم را درباره مسائل اساسى كشور افزايش داد و شايعه پردازى هاى رسانه هاى دشمن را با بيان به موقع و مكرر واقعيت ها خنثى ساخت . رسانه هاى متعهد و آرمانگرا، بـايـد روحيه اميد و مقاومت را در مردم تقويت كنند و اعتماد آنان به مسئولان عاليرتبه نظام اسلامى را افزايش دهند.

 اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى را بايد جدى از همه ، بايد معنويت و انگيزه الهى را تقويت كرد. قدرت طلبى و هواپرستى از مهم ترين لغزشگاه هايى است كـه آدمـى را در دامـن دشـمـنـان ديـن مـى انـدازد. بـه هـمـيـن دليل درس ‍ هاى اخلاق را بايد جدى گرفت و از اساتيد خودساخته بهره مند گرديد.

 با كسانى كه به هر دليل از نظام اسلامى كدورتى پيدا مى كنند نبايد چنان رفتار كرد كه در دام دشمنان گرفتار شوند. بايد با مهر و محبت براى جذب دوباره اينان كوشيد و تلاش ‍ دشمن را ناكام گذاشت .

 هـمـچـنـين بايد با عواملى كه موجبات نارضايتى مردم از اقتصاد مملكت را فراهم مى سازد، مـبـارزه اى جـدى داشـت ، عـوامـلى مـانـنـد تـورم ، بـيـكـارى ، فـسـاد ادارى و امثال آن .

 

نتيجه گيرى

 نـتـيـجـه آن كه براندازى نرم ، براى نظام مقدس اسلامى و آزاد ما، خطرى جدى و اساسى است . بايد آن را مهم شمرد و با دقت و ظرافت به خنثى سازى پرداخت . در اين مسير مقدس مـهـم تـريـن قـدم هـا عـبـارت انـد از: تـقويت اتحاد خودى ها و تضعيف اتحاد مخالفان نظام اسـلامـى ، جـديـت در نـظـارت ، تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها، تقويت دروس عـقـيـدتـى سـيـاسى (با تاءكيد بر درس اخلاق )، زير نظر گرفتن رفتارهاى مخالفان نظام و خنثى سازى سريع شايعات دشمن ، افزايش آگاهى هاى مردم و تقويت روحيه اميد و پـايـدارى در بـين آنان ، اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى ، تلاش بـراى جـذب مـجـدد كـسانى كه از نظام اسلامى كدورت پيدا كرده اند و مبارزه با معضلات اقتصادى نظير بيكارى ، تورم و فساد ادارى .

 170. فـرهـنـگ واژه هـاى نـظـامـى ، مـحـمـود رسـتمى ، تهران ، ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ايران ، 1378، ص 155 ـ 154.

171. جـريـان برانداز و استراتژى براندازى خاموش در دهه سوم انقلاب اسلامى ، اداره سياسى سپاه ، تهران ، معاونت آموزش ‍ نيروى مقاومت بسيج ، 1381، ص 45.

 172. انقلاب اسلامى ايران (علل ، مسائل و نظام سياسى )، عباسعلى عميد زنجانى ، (نهاد نمايندگى مقام معظّم رهبرى در دانشگاهها، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى ، قم : دفتر نشر معارف ، 1381)، ص 74 ـ 78. (با قدرى تغيير)

 173. تلخيص سخنان و تحليل مقام معظم رهبرى در 19 / 4 / 1379 از فروپاشى شوروى سابق .

 174. سـوروس در اصـل يـك يـهـودى مـجـارسـتـان اسـت ، كـه در سـال 1930 در بـوداپست دنيا آمده است . او در سال 1947 به غرب گريخت . در دانشگاه لنـدن درس اقـتـصـاد خـوانـد و بـسـيـار تـحـت تـاءثـيـر انـديـشـه هـاى كـارل پـوپـر قـرار گـرفت . وى در سال 1956 به آمريكا رفت و از طريق معاملات ارز، ثروت هنگفتى اندوخت .

 سـوروس مـوسـسـه جـامـعـه بـاز (Institute Society Open) را در سـال 1979 در نـيـويـورك ايـجـاد كـرد. امـروزه او شـبـكـه اى از ايـن قـبـيـل مـوسـسـات را در سـرتـاسر اروپاى مركزى و شرقى ، شوروى سابق و اوراسياى مركزى و همچنين آفريقاى جنوبى ، گواتمالا و ايالات متحده و... دارد. او همچنين كتاب هايى نـيـز در زمـيـنـه هـاى مختلف سياسى اقتصادى چاپ و منتشر كرده است . او همچنين موسساتى چون بنياد ملى براى دموكراسى (Democracy for Endowment National) و موسسه خـانـه آزادى (House Freedom) را نـيـز زيـر نـظـر دارد.aspx.1-cat/com.blogfa.mehrabeandishe//:http

 175. در صـربـسـتـان بـه دليـل روابـط خـصـمـانه ، انجام چنين كارى از كشور همسايه ، مجارستان صورت گرفت .

 176. خـلاصـه اى از مـقـاله ((آمـريكا پشت آشوب كيف است .)) نوشته ((يان تراينور)) در روزنـامـه ((گـارديـن )) بـه تـاريـخ 26 نـوامـبـر 2004 بـه نقل از: html.kief/right/artikeln/net.edalat.www//:http

 177. رؤ ياى انقلاب مخملى در ايران ، جواد وعيدى ، نشريه معارف ، شماره 26، خرداد 84 .

 178. آمـريـكـا و گـفـتـمان استكبارى ، عباسعلى عظيمى شوشترى ، صادق سليمى بنى و لطف على لطيفى پاكده ، قم : انتشارات زمزم هدايت ، چاپ سوم ، 1386، ص 94 ـ 95.

 aspx .3-cat/com.blogfa.barandazy//:http .

 180. بـه اسـم دمـوكـراسـى : مـشـروح اعترافات اسفنديارى ، تاجبخش و جهانبگلو، سايت رجانيوز.

 181. سـامـوئل هـانتينگتون ، موج سوم دموكراسى ، ترجمه احمد شهسا، تهران ، روزنه ، 1373، ص 157 ـ 158.

 aspx .3-cat/com.blogfa.barandazy//:http .

 183. جريان برانداز و استراتژى براندازى خاموش ، اداره سياسى سپاه ، ص 27.

 184. سايت آفتاب ، 31 / 2 / 1386.

 185. از جمله راهكارهاى پيشنهادى پروژه دلتا براى برخورد با ايران اين موارد بود. در ايـن بـاره ، گـفتنى است : پروژه دلتا، عنوان مجموعه اى از سياست هاى پيشنهادى ((كميته خـطـر جـارى )) دربـاره نـحـوه بـرخـورد آمـريـكـا بـا خـطـر ايـران اسـلامى است . ماهيت اين پـيـشـنـهـادات طـورى است كه نشان مى هد با هدف فروپاشى از درون نظام اسلامى تهيه شده اند.

 در مـهـرمـاه 1384 كـميته خطر جارى طى گزارشى كه با عنوان ((ايران و آمريكا، رهيافت جـديـد)) تـنـظـيـم شـده اسـت ، چـنـدين روش و راهكار پيشنهاد كرد كه به نام پروژه دلتا شـهـرت يـافـت . وقـايـع و رخـدادهـاى سـال هـاى اخـيـر نـشـان مـى دهـنـد دولت آمـريـكـا در عمل به اين رهنمودها جديت نشان داده است .

 186. رابرت دريفوس ، بازى شيطان ، برگردان : فريدون گيلانى ، قسمت 31.

 .188 كيهان ، 12 / 6 / 1386، ص 2.

 189. آمريكا و گفتمان استكبارى ، پيشين ، ص 94 ـ 95.

 190. جريان برانداز و استراتژى براندازى خاموش ، اداره سياسى سپاه ، ص 27.

 191. بـيـانـات رهـبـر مـعظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى ، 1 / 1 / 86 .

 192. آمريكا و گفتمان استكبارى ، پيشين ، ص 94 ـ 95.

 193. جريان برانداز و استراتژى براندازى خاموش ، اداره سياسى سپاه ، ص 27.

 194. آمـريـكا و گفتمان استكبارى ، پيشين ، ص 94 ـ 95. 195. كيهان ، 13 / 4 / 1386، ص 2.

 197. بـرداشـت كـلى از مـبـاحـث پـيـشين و نيز با اقتباس از: جريان برانداز و استراتژى براندازى خاموش ، اداره سياسى سپاه ، ص 36 ـ 44.  

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در سه شنبه 1388/07/21 و ساعت 6:37 PM |

این مطلب توسط سيد رضا مخبر خضري بوسیله دفتر پژوهش و بررسيهاي خبري با عنوان خاتمه "خاتمي" در سایت ایرنا آمده است:
"خاتمه خاتمي" يکي از مهترين پيام هاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود که به صورت کاملا زيرکانه اي از سوي طيف شکست خورده انتخابات مسکوت نگه داشته شد.

پنهان کردن پنجمين شکست پي ت.

پنهان کردن پنجمين شکست پي در پي سيد محمد خاتمي که مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع کردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يکي از مهمترين استراتژي هاي اتاق فکر اين طيف سياسي است. 
 در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دور دوم انتخابات نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت رهبر اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 81 با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستا ها آغاز شد و تا دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ادامه يافت.
بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.
اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اصلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.
سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شوراي شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد.
عنوان "ياران خاتمي" در حالي شهر هاي مختلف به خصوص تهران را پر کرد اما توفيق حداقلي اصلاح طلب ها در سومين دوره انتخابات شهر و روستا نيز از دست رفت و دست آخر تئوري پردازان اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که در دور دوم انتخابات مجلس هشتم به طور کلي از عکس و اسم خاتمي استفاده نکنند.
اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت.
پس از کناره گيري خاتمي به بهانه حضور موسوي، خاتمي تبديل به راهبر ستاد انتخاباتي جبهه اصلاح طلب شد، مسئله اي که به هيچ عنوان مورد قبول تمام احزاب اصلاح طلب قرار نگرفت.
خاتمي طبق پيش بيني ها با گرفتن عکس يادگاري، تمام و کمال به حمايت از ميرحسين موسوي پرداخت ولي نتيجه باز هم نشان داد تاريخ سياسي ايران به دوران "پايان خاتمي" رسيده است.
استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد!
اين موضوع از اظهارنظرات خود شخص سيد محمد خاتمي نيز پيداست؛ آنجا که وي صريحا اعلام مي کند اگر من راي نياورم شکست اصلاحات رقم خواهد خورد.

 

 خبرگزاری ايرنا۳۰/۶/۱۳۸۸ / کد خبر 690080

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=690080

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در دوشنبه 1388/06/30 و ساعت 10:46 PM |

واکنش شديد اصلاح طلبان به افشاگري هاي فرمانده کل سپاه عليه اهداف اصلي عوامل آشوب هاي پس از انتخابات حکايتگر نشانه روي سپاه به کانون فتنه مي باشد واقعيتي که روزنامه جوان در تيتر اول (18/6) تحت عنوان «فرمانده سپاه کانون فتنه را افشا کرد» مورد اشاره قرار داد.

اين مفهوم را مي توان از واکنش تند رسانه اي اصلاح طلبان به سخنان سردار سرلشکر محمد علي جعفري درک نمود که در روزنامه هاي اولين روز هفته گذشته بازتاب يافت.
«واکنش اصلاح طلبان به اتهامات سردار جعفري» جمله اي بود که روزنامه اعتماد (14/6) به عنوان تيتر اول خود انتخاب کرد و نوشت:«يک روز پس از اظهارات تند فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ياد داشت رئيس اداره سياسي سپاه در نشريه صبح صادق خطاب به سران جبهه اصلاحات و متهم کردن آشکار آنها به ايجاد ناآرامي هاي پس از انتخابات رياست جمهوري، مهدي کروبي، مجمع روحانيون مبارز، حسن روحاني و ابوالفضل فاتح به اين اتهامات پاسخ دادند.»
روزنامه اسرار هم تيتر اول خود را به اين موضوع اختصاص داد و از قول مهدي کروبي «ورود آقايان به مسائل سياسي به ضرر سپاه است» را برجسته کرد و افزود:
«آقايان به مسائل سياسي و دسته بندي نپردازند چرا که خود اين موضوع براي سپاه مضر است، اگر کسي به اين بحث ها وارد شود بحث هاي ديگري پيش مي آيد.»
مردم سالاري نيز جمله مشابهي را تحت عنوان ادامه واکنش ها به اظهارات فرمانده سپاه از قول کروبي برجسته کرد و نوشت: «اين موضع گيري ها به ضرر سپاه است»
اين روزنامه به اطلاعيه مجمع روحانيون مبارز در اين خصوص اشاره کرد و با درج بخش هايي از آن نوشت:
«فرمانده سپاه در تهمتي نا روا نسبت به حجت الاسلام و المسلمين خاتمي و آيت الله موسوي خوئيني ها، علاوه بر اين که بي اعتباري به اصطلاح اعترافات افراد دستگير شده را بيش از پيش نشان داد به نهاد ارجمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جفا کرد.»
روزنامه انديشه نو همچنين تيتر اول خود را به اطلاعيه مجمع روحانيون مبارز اختصاص داد و با حروف درشتي نوشت: «برخورد قوه قضائيه با فرمانده سپاه»
اين روزنامه جمله «ورود به مسائل سياسي به ضرر سپاه است» را روي تصويري از کروبي قرار داد و به نقل از حسن روحاني تيتر زد: «اتهام زدن به شخصيت ها ضربه به نظام است»
همين گفته حسن روحاني را روزنامه فرهيختگان برجسته کرد و از قول وي نوشت:
«اصولا اتهام زدن يا اهانت نسبت به شخصيت هايي که در پيروزي انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي نقش داشته اند و در مقاطع مختلف خدماتي کرده اند نه تنها نتيجه اي براي حفظ و تکامل نظام ندارد بلکه يک ضربه کاري به آن خواهد بود.»
فرهيختگان در عين حال به اظهارات سردار جواني اشاره کرد و افزود:
«معاون سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به ارتباط گسترده تخريب هاي قبل از انتخابات عليه سپاه با آشوب هاي پس از انتخابات گفت؛ امروز کاملا روشن شده است شدت گرفتن حجم تخريب ها در ايام قبل از انتخابات براي از ميدان خارج کردن سپاه و بالا بردن ضريب موفقيت آشوب طلبان بود ولي آنان فهميدند سپاه اجازه تعدي به اصول انقلاب را به هيچ جريان و گروهي نخواهد داد.»
روزنامه آرمان هم اظهارات حسن روحاني مبني بر «اينگونه اظهارات ضربه به نظام است» را تحت عنوان واکنش به اظهارات فرمانده سپاه عليه سران اصلاح طلب تيتر کرد.
روزنامه خبر اما همين خبر را سوژه ستون چهره خبر خود قرار داد و تحت عنوان «واکنش روحاني» نوشت :
« بعد از حمايتي که دبير اسبق شوراي امنيت ملي در انتخابات رياست جمهوري گذشته از مير حسين موسوي کرد بر خلاف مواضع تند و جنجالي که قبل از انتخابات داشته کمتر اعلان موضعي از وي در خصوص انتخابات و حوادث بعد از آن داشتيم حسن روحاني عضو جامعه روحانيت مبارز که اخيرا همراهي با اصلاح طلبان را بر اصول گرايان ترجيح مي دهد نسبت به تهديداتي که اين روزها دچار نظام جمهوري اسلامي شده هشدار مي دهد.»
حيات نو بدون اختصاص تيتر اول خود به اين موضوع ، اظهارات کروبي و روحاني را در سر صفحه خود قرار داد و با حروف درشتي « توقف اقدامات مغاير با مصالح کشور» را به نقل از مجمع روحانيون مبارز خواستار گرديد.
اين روزنامه يک روز بعد در سرمقاله خود تحت عنوان «يک فرمانده چند پرسش» افشاگري فرمانده سپاه را دخالت نظاميان در سياست تفسير کرده و مي نويسد:
«فرمانده سپاه پاسداران در يک اظهار نظر تعجب انگيز و تاسف آميز از سيد محمد خاتمي و چهره هاي ديگر اصلاح طلب به عنوان طراحان اصلي به اصطلاح اغتشاشات نام برده است. وقتي حضرت امام خميني به جد تاکيد مي کرد و فرمان مي داد که نظاميان در سياست دخالت نکنند همين روزها و اين نظاميان ورود يافته به امور سياسي را مي ديد.»
حيات نو همچنين در شماره (17/6) تيتر اول خود را به انچه اعتراض شديد مجمع مدرسين و محققين به اظهارات فرمانده سپاه خواند به نقل از دبير اجرايي مجمع روحانيون مبارز نوشت: «شکايت از سپاه و کيهان قطعي است.»
تحرک رسانه اي اصلاح طلبان عليه سپاه در روزهاي پاياني هفته نيز به بهانه ديگري ادامه يافت چنانچه روزنامه اعتماد چهارشنبه (18/6) سخنان سردارعلي فضلي فرمانده سپاه استان تهران پيرامون هماهنگي بسيج با مسئولان دانشگاه ها جهت پيشگيري از حوادث احتمالي اول مهر را سوژه تيتر اول خود قرار داد و با حروف درشتي نوشت: «برخورد با تحرکات دانشجويي»
اين روزنامه در آخرين روز هفته نيز سخنان سردار عراقي فرمانده سپاه محمد رسول الله را موضوع تيتر اول خود قرار داد که از آن به عنوان «روايت تازه اي از ناآرامي هاي تهران» ياد کرد.
هجمه هاي تبليغاتي عليه سپاه سبب شد تا مستندات افشاگري هاي فرمانده سپاه در برخي روزنامه ها منعکس گردد. رسالت در شماره (18/6) به نقل از يک مقام مسئول در سپاه تيتر زد: «افشاگري هاي فرمانده کل سپاه مستند به اطلاعات بوده نه اعترافات»
همين عبارت را روزنامه حزب الله تيتر اول همين روز خود ساخت و به نقل از روابط عمومي نوشت: «برخي گروه ها به اشخاص به اصطلاح اصلاح طلب، به گونه اي عجولانه و ناشيانه با به کار بردن تعابيري موهن و روش هاي ابهام آميز با هدف کاهش اهميت اطلاعات افشا شده قصد دارند مطالب بيان شده را تنها اعترافات متهمين قلمداد کنند در حالي که اکثر موارد اعلام شده اطلاعات مستندي است که با برخي از اعترافات متهمين تواتر شده است.»

 

 خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) ۲۲/۶/۱۳۸۸ / کد خبر 679343

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در یکشنبه 1388/06/22 و ساعت 11:39 PM |

گزارش کميته ويژه قضائيه اثبات کرد:

تمام ادعاهاي کروبي دروغ بود

کميته ويژه قوه قضائيه در تحقيقات خود سرانجام بر کذب ادعاهاي کروبي تصريح کرد. آقايان رئيسي، محسني اژه اي و حلفي در گزارشي که در همين مورد منتشر ساخته اند روند رسيدگي به تک تک ادعاهاي کروبي را تشريح کرده اند. تصريح کروبي بر فقدان هرگونه سند و صرفاً در حد شنيدن ماجراي دروغ ترانه موسوي از افراد مرتبط با حزب اعتماد ملي و ميرحسين موسوي و پذيرش ادعاي افراد حزب اعتماد ملي به نقل از فرد ديگري به نام الف ش که بدون هرگونه سند و دليل  مدعي مورد تجاوز قرار گرفتن بوده در حالي که نام چنين فردي در ميان دستگيرشدگان وجود ندارد، از جمله موارد مذکور در گزارش کميته ويژه قوه قضائيه است. يکي ديگر از موارد ادعايي کروبي، زني به نام م الف است که مدعي بود دست مأموران اداره آگاهي به بدن او برخورد کرده است. مورد ديگر مربوط به زني به نام س پ است که کروبي به دروغ مدعي بود که فرزند شهيد بوده و به خاطر تکبير شبانه ربوده شده و پس از شکنجه، قسمت پايين بدنش با اسيد سوخته و مخفيانه دفن شده است. خبر دروغ کشته شدن س پ به خانواده او داده شده و حتي ميرحسين موسوي در مجلس ختم او شرکت کرده است. چند روز بعد س پ که داراي سابقه شش بار فرار از خانه و چهار بار دستگيري با پسر يا دختر ديگري بوده در تماسي تلفني زنده بودن خود را اعلام کرده است. کروبي در اين مورد نيز به عدم اطمينان به ادعا و تکيه بر شنيده ها اعتراف کرده است. با اين حال کروبي همچنان مدعي است موارد ديگري هم دارد و هرگاه کذب همه آن ها برايش ثابت شود اعلام اشتباه مي کند!

کميته ويژه در پايان گزارش دو پيشنهاد شامل اطلاع رساني به عموم مردم و برخورد عادلانه و قاطع با مباشرين و معاونين اقداماتي که با نشر اکاذيب علاوه بر تشويش اذهان عمومي هتک حيثيت و اعتبار نظام و هتک حيثيت و حرمت بعضي از مردم شده اند را مطرح ساخته است. به دنبال ارسال اين گزارش به رئيس قوه قضائيه آيت ا... آملي لاريجاني دستور ارسال پرونده به مرجع قضايي را صادر کرد.

در اين حال شب گذشته صدا و سيما اظهارات فاطمه براتي، فرد ديگري را که جنجال طلبان مدعي کشته شدنش بودند پخش کرد. او که يک دانشجوي متدين و حزب اللهي دانشگاه امام صادق است گفت که در آزمون سال گذشته در دانشگاه تهران پذيرفته شده اما ترجيح داده است در دانشگاه امام صادق (ع) ادامه تحصيل دهد و بنابراين اصلاً ساکن کوي دانشگاه تهران نبوده است تا قرباني حوادث آن مکان باشد!

www.basirat.ir ۲۷۷۸

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در یکشنبه 1388/06/22 و ساعت 10:50 PM |
 

واشنگتن پست: اختلاف آراى احمدى نژاد قبل از انتخابات هم دوبرابر بود

يك روزنامه آمريكايى در گزارشى از بيش از دوبرابر بودن اختلاف آراى محمود احمدى نژاد و رقيب اصلى وى در نظرسنجى انجام شده از جانب اين روزنامه در سه هفته قبل از برگزارى انتخابات در ايران خبر داد. برخى از كارشناسان ادعا مى كنند كه اختلاف آرا در پيروزى محمود احمدى نژاد نتيجه تقلب يا دستكارى در انتخابات است، اما نظرسنجى سراسرى اين روزنامه سه هفته قبل از اين انتخابات نشان مى داد كه احمدى نژاد با بيش از دوبرابر اختلاف در آرا از رقيب اصلى خود پيش است كه اين ميزان بيشتر از ....

http://www.ghalampress.ir/View.aspx?ID=880327034

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در جمعه 1388/04/05 و ساعت 0:9 AM |
گزارش تحليلي فارس از انگيزه‌هاي خلق يك حماسه خبرگزاري فارس:22 خرداد را بايد " انقلاب سوم " مردم ايران دانست، مردمي كه در آستانه دهه چهارم انقلاب دست به يك جراحي بزرگ زدند تا كالبد نظام را از آفات فساد، تبعيض ، ويژه خواري و بي عدالتي پاك نمايند. http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8803230166 خبرگزاري فارس: رئيس ستاد انتخابات كشور در جمع خبرنگاران جديدترين نتايج شمارش آرا تا ساعت 6:50 بامداد 23 خرداد را اعلام كرد. احمدي‌نژاد 64.98 درصد، موسوي 32.06 درصد
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه 1388/03/23 و ساعت 8:22 AM |
گزارش تحليلي فارس از انگيزه‌هاي خلق يك حماسه خبرگزاري فارس:22 خرداد را بايد " انقلاب سوم " مردم ايران دانست، مردمي كه در آستانه دهه چهارم انقلاب دست به يك جراحي بزرگ زدند تا كالبد نظام را از آفات فساد، تبعيض ، ويژه خواري و بي عدالتي پاك نمايند. سرانجام پس از ماه‌ها انتظار، لحظه زايش و رويش دوباره ملتي فرا رسيد تا در 22 خردادي به يادماندني و ماندگار، در پاي صندوق‌هاي رأي حاضر شوند و حماسه‌اي پرشكوه را در ميان امواج بادهاي مخالف ، در اوراق زرين تاريخ افتخارات خود ثبت و ضبط نمايند. حماسه پرشوري كه با هنرنمايي 35 ميليوني يك ملت ، بار ديگر چهره استوار و پرافتخار ملتي را نشان داد كه با عزمي راسخ به افق بلند هدف هاي خود چشم دوخته و با دستي توانا به ساختن كشور خود همت گماشته است. ¤ پيام رأي مردم در انتخاب دهم اگرچه در گرماي حضور غرور آفرين يك ملت ، هنوز نمي توان زواياي حماسه پرشور 22 خرداد را در ظرف تحليلي شتابزده به ارزيابي جامع و كامل نشست، اما به جهت اهميت موضوع چاره اي جز آن نيست كه در واپسين لحظات اعلام نتايج رسمي اين انتخابات ، به درس ها و آموخته هاي آن اشاراتي گذرا داشت تا اگر حق مدد فرمايد در مجالي فراخ تر به ارزيابي و تحليل جامع تر آن همت گمارد. 1ـ اولين و بزرگترين پيروز اين انتخابات مردم هستند كه با حضور فرا گير و گسترده خود، دشمنان را مأيوس و خطرات احتمالي را از كشور دور ساختند. اين انتخابات پيروزي واقعيت اسلام ناب محمدي(ص) بر الگوهاي مجازي و تفسيرهاي واژگونه از اسلام ناب و آرمان هاي نظام اسلامي بود. بدعت هايي كه لباس هاي رنگين و فاخر بر تن كرده بودند تا چشم‌ها و گوش هاي ظاهر بين را مفتون خود نمايند. يكي از نكاتي كه مفسران در تفسير آيه اول سوره "فتح " يعني "اذا جاء نصرالله والفتح " مطرح كرده اند، تقدم داشتن "نصرت " خداوند بر "فتح " و پيروزي مؤمنان است . يعني كليد پيروزي ها و فتح الفتوح هاي مؤمنان به دست خداوند است و با نصرت و ياري اوست كه خاكريزها و دروازه هاي فتح براي آنان شكافته و گشوده مي شود. بي ترديد يوم الفتح 22 خرداد را بايد از مصاديق عيني اين سوره دانست ، روزي كه با فتح قلوب مردم ، تمامي قامت كفر و نفاق در برابر حماسه حضور 35 ميليون برگه رأي به زير كشيد شد تا از آتش نمروديان ، دروازه هاي نعمت و رحمت و فتح مستمر به روي اين ملت وفادار گشوده شود. بي ترديد پيروز اصلي و واقعي اين آوردگاه سرنوشت‌ساز مردم بودند، مردمي كه واپسين آرزوهاي غرب را بر باد دادند و اسباب حقارت و سردرگمي بيش از پيش كابوي‌هاي آمريكايي را فراهم آوردند. 2- نتيجه انتخابات دهم نشان داد كه صداقت بر تخريب ، تهمت و دروغ پيروز است. مردم فرق ميان صداقت و صراحت و وفاداري به اصول اخلاقي و آرمان هاي نظام اسلامي با برخوردهاي كاسبكارانه ، موج سواري هاي پيدا و پنهان و شگردهاي نخ نما و مستعمل را به خوبي مي دانند و به همين جهت كساني كه براي پيروزي به هر قيمت ، تكيه بر باد كرده بودند، نردبان قدرت را از زير پاي خود كشيده ديدند.آنان آنقدر از چاه شعار، دلوهاي خالي بالا كشيدند كه ديگر ملت حاضر نشدند حتي نيم نگاهي به چرخه چاه و دلوهاي خالي آنان بيندازد. 3ـ انتخابات دهم نشان داد كه گفتمان غالب در كشور مبارزه با فقر، فساد و تبعيض است و فرهنگ سازي و گفتمان رهبر معظم انقلاب كه اصلاحات را به معناي مبارزه مستمر با فقر ، فساد و تبعيض دانستند، بر تار و پود اين كشور بافته شده است. 4ـ گويند عارفي صاحب‌دل ، بر فراز منبري خطابه مي كرد.جمعيتي انبوه در مسجد جامع شهر گرد او جمع شده بودند و ديگر جايي براي تازه واردان نبود.در همين اثنا، جوانمردي وارد صحن مسجد شد و بانگ برآورد "خدا پدر كسي را بيامرزد كه از آنجا كه هست يك گام پيشتر گذارد تا خلق الله به درون مسجد آيند. " عارف بر بالاي منبر كه اين سخن شنيد، پايين آمد و گفت سال ها تلاش كردم كه سخني را گويم كه امروز از دهان اين جوانمرد همه شنيديد: "از آنجا كه هستيد يك گام پيشتر نهيد ". پيام رأي 35 ميليوني مردم به مسئولان كشور، همان سخن عارف صاحبدل و جوان تازه وارد به مسجد است كه اين پيام را بايد بازخواني چند باره كرد. مردم در 22 خرداد گفتند: -اين ملك ، رئيس بسيار دارد. مردم كسي را مي خواهند و مي بينند كه نوكري آنها را بر خود گران نداند و از رنج و زحمتشان چيزي اگر كم نمي كند، لااقل چيزي هم بر آن نيفزايد. -مردم گفتند آنها كه همواره متكبرانه خود را در ميان مي نهند و ارزش بقيه را در قياس با خود مي سنجند، ناتوان از درك ذهنيات و اولويت هاي مردم كوچه و بازارند. - مردم گفتند سياست بايد همنشين صداقت باشد. - مردم به نامزدي رأي دادند كه به عدالت بيش از آزادي بها مي داد. ـ مردم به كسي رأي دادند كه آمده بود استانداردهاي حكومت بر مردم را تغيير دهد. او مي گفت من رئيس شما نيستم ، من آمده ام جاروكش و خادم ملت باشم. - مردم نشان دادند كه پيوند ميان "ليبراليسم " و "دموكراسي " آنگونه كه غرب مي گويد، وثيق و عميق نيست. مي توان از مزرعه دموكراسي ، آرمان درو كرد. از دموكراسي نبايد ترسيد و هراسيد؛ چرا كه دموكراسي به مثابه يك روش مي تواند خادم و خاضع يك ملت و حكومت باشد. اگر ميدان بازي را خوب ترسيم نماييم ، مي‌توان از دموكراسي عليه ليبراليسم و لاابالي گري و اباحي گري استمداد جست. -22 خرداد پيام داد كه فاصله ميان سياست ورزان و مردم بسيار است . سياستمداران بايد صداي حادثه را قبل از وقوع آن به گوش بشنوند. مردم در اين انتخابات ، هويت واقعي خود را به نمايش گذاشتند تا به روشنفكر نماهاي كشور كه مدام در غفلت و غافلگيري به سر مي برند و گويي با اشتباهات تاريخي قرارداد بسته اند، بگويند توده مردم آنها نيستند كه در محافل روشنفكري و كافي شاپ ها و احزاب و سنديكاها و چت روم ها حضور دارند، مردم آنهايي هستند كه دوگانه فقر و غنا را با پوست و گوشت خود لمس كرده اند، از قله هاي سر به فلك كشيده ثروت و دره هاي عميق فقر و فلاكت سخت نگران و پريشان احوالند و كارآمدي نظام اسلامي را طلب مي نمايند. 5ـ مشاركت عمومي در انتخابات دهم ، گوياي اين واقعيت اساسي است كه مردم در هنگام بروز پديده هاي سياسي و امنيتي مهمتر همچون دفاع از تماميت كشور و آرمان هاي نظام اسلامي ، مشاركت جويانه تر عمل كرده و اين خود مبين ظرفيت هاي بالاي ملي براي مشاركت در رخدادهاي سياسي بزرگتر و به نوعي مصونيت بخش امنيت ملي كشور به حساب مي آيد. اين انتخابات خط پاياني بر روياهاي بدون تعبيري بود كه خواب انقلاب هاي رنگين و مخملين را مي ديدند.آنان كه آمده بودند به جاي آن كه به استحكام پايه هاي نظام و كمربند امنيتي نظام بينديشند به تحريك قوميت ها، طوايف و اقليت هاي ديني پرداختند. 6ـ و نكته پاياني آنكه انتخابات دهم نشان داد كه سيره افراد، همچنان تعيين كننده تر از احزاب و گروه هاي سياسي است و درصد بالايي از آراي مردم به نامزدهاي رياست جمهوري را بايد مرهون سيره عملي آنان دانست. و اينك در طليعه دولت پاك ، گوش جان به نواي روح بخش مقتدايمان مي سپاريم تا چراغ راه و راهنماي ما در عبور از عقبه هاي سخت و نفس گيري كه در پيش روي داريم ، باشد: "ما اكنون در مرحله تشكيل دولت اسلامي هستيم و در اين دولت همه كارگزاران حكومت مي‌بايست منش و رفتار و روش اسلامي را بيش از پيش در باورها و رفتار خود به كار بندند. امروز اسلامي بودن يك رئيس جمهور به آن است كه انگيزه كار و فعاليت براي مردم داشته باشد و تنها با كار و كار است كه رئيس جمهور اجرايي در آينده مي تواند يك گام بلند به سوي آرمان هاي اسلامي بردارد. در زمينه بهبود معيشت ، دنيايي از كارهاي باقيمانده پيش روي رئيس جمهور آينده قرار گرفته است . در زمينه فرهنگ و اعتقادات و اخلاق مردم ، كارهاي فراواني بايد انجام گيرد تا مردم ما كه ريشه هاي ديني سالمي دارند، از ثمرات شيرين درخت پربار دين در عرصه هاي مختلف اجتماعي بهره ببرند. در عرصه علم و فناوري ، ملت با استعداد و شايسته ما نيازمند مسئولان فهيم ، دلسوز، دانا و پركار هستند. برخلاف آنان كه از هر سو در عالم نظر مي كنند، آمريكا و اروپا را مي‌بينند و خود را در محاصره اردوگاه غرب مي دانند، در سياست خارجي ، عرصه هاي دست نخورده فراواني وجود دارد و مسئولاني را مي طلبد كه با اعتماد به نفس و شجاعت، به گشودن صحنه هاي جديد براي گسترش دينداري و دين خواهي در سطح جهان بپردازند. " 22 خرداد 88 نشان داد كه روح و حيات نظام اسلامي مترادف با حضور مردم در همه امور و انتخابات به عنوان يكي از مهمترين نمودهاي مشاركت سياسي و نقش آفريني مردم در تعيين سرنوشت جامعه اسلامي ، نقش بي بديلي را در بارور نمودن قدرت خفته مردم ايفا مي نمايد.انتخابات 22 خرداد را بايد " انقلاب سوم " مردم ايران دانست، مردمي كه در آستانه دهه چهارم انقلاب دست به يك جراحي بزرگ زدند تا كالبد نظام را از آفات فساد، تبعيض ، ويژه خواري و بي عدالتي پاك نمايد. انتهاي پيام/
+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه 1388/03/23 و ساعت 7:51 AM |

امروز ایران اسلامی توانسته در پی ایستادگی مدبرانه، الگویی جدید از "استقلال پویا" را به جهانیان عرضه کند؛ الگویی که بر مبنای آن خروج از چتر حمایتی قدرت های بزرگ نه تنها زوال و خمودگی را در پی نداشته که به گفته مقام معظم رهبری به عاملی قابل توجه برای پیشرفت بیشتر ملت ایران مبدل شده است.

 امروز ایران اسلامی توانسته در پی ایستادگی مدبرانه، الگویی جدید از "استقلال پویا" را به جهانیان عرضه کند؛ الگویی که بر مبنای آن خروج از چتر حمایتی قدرت های بزرگ نه تنها زوال و خمودگی را در پی نداشته که به گفته مقام معظم رهبری به عاملی قابل توجه برای پیشرفت بیشتر ملت ایران مبدل شده است. 

امروزه و در پی طی مسیر پر فراز و نشیب هسته ای شدن ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و بین المللی، موقعیت جمهوری اسلامی ایران در این حوزه تثبیت شده و در واقع کشورمان پس از عبور از گردنه های دشوار سیاسی و اقتصادی به یکی از اعضای خودکفای کلوپ هسته ای جهان مبدل شده است.

امروز روند فعالیت های هسته ای صلح آمیز ایران اسلامی که حاصل ایستادگی هوشمندانه و تدابیر تیم هدایتگر قطار هسته ای ایران و نظارت مستمر، دقیق و راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده به گونه ای است که ملت ایران هر سال و در آستانه جشن ملی هسته ای، در انتظار شنیدن خبری خوش از پیشرفت های تکنولوژیک جوانان این مرز و بوم هستند.

در واقع ایران اسلامی توانسته در پی ایستادگی مدبرانه، الگویی جدید از استقلال پویا را به جهانیان عرضه کند؛ الگویی که بر مبنای آن خروج از چتر حمایتی قدرت های بزرگ نه تنها زوال و خمودگی را در پی نداشته که به گفته مقام معظم رهبری به عاملی قابل توجه برای پیشرفت بیشتر ملت ایران مبدل شده است.

آنچه در پی می آید، اشاره ای گذرا به مهم ترین تحولات مرتبط با مسئله هسته ای ایران از دهه 50 میلادی تا زمان اعلام رسمی ورود ایران به باشگاه هسته ای جهان در دو دوره پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران است:

پیش از انقلاب اسلامی:

در سال 1958، ایران به عضویت آژانس بین المللی انرژی اتمی درآمد و از این زمان به بعد نمایندگان ایران در نشست های آژانس حضور داشتند.

در سال 1965، پس از طرح الحاق ایران به کنوانسیون آژانس بین المللی، این مسئله در اداره حقوقی وزارت امور خارجه وقت ایران توسط آقایان (هرمیداس باوند، پرویز مهدوی و عضدالدین کاظمی) که اولین تیم حقوقی هسته ای ایران را تشکیل می دادند، بررسی شد و ایران در همان سال، این قرارداد را با آژانس به امضا رساند.

در سال 1967، آمریکا اولین رآکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی آب سبک را به ایران فروخت و شرکت آمریکایی AMF، این راکتور را در دانشگاه تهران نصب و راه اندازی کرد.

این راکتور از اورانیوم غنی شده با خلوص 93 درصد استفاده می کرد و آمریکا پیش از وقوع انقلاب اسلامی، حدود 5 کیلوگرم سوخت اورانیوم غنی شده سطح بالا به ایران داد که تحت نظارت و تدابیر حفاظتی آژانس بین المللی انرژی اتمی در انبار سوخت مصرف شده در محل رآکتور تهران نگهداری می شود و تا امروز مرتبا تحت بازرسی رسمی و غیر رسمی کارشناسان و بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی است.

در سال 1968، ایران پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای (NPT) را پذیرفت و در سال 1970 آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند. اندکی بعد در سال 1974- (1353)، شاه معدوم، سازمان انرژی اتمی ایران را تأسیس کرد و دکتر اعتماد، به ریاست آن منصوب شد.

این سازمان با گسترش سریع، عهده دار تعهدات سنگین ساخت 4 نیروگاه در بوشهر و دارخوین، ایجاد تاسیسات آب شیرین کن در بوشهر، تأمین سوخت و پشتیبانی تکنولوژیکی از نیروگاه ها و قرارداد ساخت 4 نیروگاه دیگر در اصفهان و استان مرکزی شد.

سال 1974، نقطه عطفی در تحقیقات هسته ای ایران در دوران پهلوی محسوب می شود. چرا که ایران در این سال قراردادی با بنیاد پژوهشی استنفورد آمریکا (Stanford research institute) یا SRI منعقد کرد که طی آن این مرکز پژوهشی وابسته به دانشگاه استنفورد، مجری تحقیق و ارائه چشم اندازی میان مدت در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و صنعتی برای توسعه ایران شد.

بنیاد استنفورد نهایتا در مطالعه ای 20 جلدی که تحت عنوان (SRI Report) به ایران ارائه کرد، پیشرفت صنعتی و اقتصادی ایران را متکی به تولید 20 هزار مگاوات برق تا سال 1995 و راه اساسی تولید این مقدار برق را از طریق تأسیس نیروگاه های هسته ای در ایران قلمداد کرد.

براساس راهکار مطالعه مذکور، ایران در نوامبر 1974 (5 سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی) قرارداد احداث دو رآکتور آب سبک 1300 مگاواتی، برای نصب در بوشهر را با شرکت آلمانی زیمنس به امضا رساند و در این زمینه بیش از 2 هزار متخصص آلمانی و کارشناس ایرانی اجرای این طرح را که در زمان خود یکی از بزرگ ترین و کم نظیرترین پروژه های نیروگاه اتمی محسوب می شد را آغاز کردند؛ پیش بینی می شد این پروژه عظیم تا پایان سال 1980 تکمیل شود که وقوع انقلاب ایران و آغاز جنگ تحمیلی ادامه آن را متوقف ساخت.

در ادامه ایران یک قرارداد چرخه سوخت هسته ای ده ساله قابل تمدید با آمریکا در سال 1974، آلمان غربی در سال 1976 و فرانسه در سال 1977 منعقد کرد؛ ایران همچنین در سال 1974، طبق معاهده NPT قرارداد دو جانبه (پادمان) و نظارت آژانس را منعقد کرد و پذیرفت که طبق قرارداد پادمان جامع (INFCIRC/214) براساس مدل قرارداد (INFCIRC/153)، امکان بازرسی را به بازرسان آژانس بدهد.

در ماه اوت 1975 شرکت کرافتورک یونیون (Kraftwerk Union)، در آلمان غربی، کار روی نیروگاه های هسته ای ایران را طبق قرارداد آغاز کرد.

در سال 1975، ایران 10 درصد سهام مجتمع غنی سازی اورانیوم یورودیف (Eurodif) را که قرار بود در منطقه تریکاستن فرانسه احداث شود، خریداری نمود. این سهام بخشی از یک کنسرسیوم فرانسوی، بلژیکی، اسپانیایی و ایتالیایی بود و ایران به موجب موافقتنامه ای که شاه معدوم آن را امضا کرد می توانست به فن آوری غنی سازی (یورودیف) دسترسی یابد و نیز موافقت شد ایران مقدار مشخصی از اورانیوم غنی شده از کارخانه مذکور را که به شدت برای تولید رادیو ایزوتوپ های راکتورهای خود و عمدتا برای استفاده های پزشکی نیاز داشت، دریافت کند.

ایران در مجموع، در تاسیسات یورودیف 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد. یک میلیارد دلار سهم ایران از شرکت طرف قرارداد احداث راکتور هسته ای بود و یک میلیارد دلار هم به صورت وام سرمایه گذاری شده بود. در سال 1976، پس از رقابت های بسیار و براساس قراردادی مشترک، انگلیس و فرانسه مشترکاً تحقیقات برای احداث تاسیسات هسته ای در اصفهان (پیرامون چرخه سوخت هسته ای) را آغاز کردند.

سال 1977، سال ورود رسمی فرانسه به فعالیت های هسته ای ایران بود.

در ماه اکتبر سال 1977، فرانسه برای احداث 2 نیروگاه هسته ای به ظرفیت 900 مگاوات در (دارخوین) و نزدیکی اهواز با ایران به توافق رسید که شرکت (فراماتوم) اجرای آن را بر عهده گرفت.

در دسامبر 1977، آلمان غربی در ازای دریافت 8/4 میلیارد دلار مجوز ساخت 4 رآکتور هسته ای را مجددا به شرکت کرافت ورک یونیون KWU داد، اما از آن جایی که محمدرضا پهلوی در جنگ 1973 اعراب و اسرائیل، تا حدودی با انور سادات رئیس جمهور وقت مصر طرح همکاری ریخت، خشم اسرائیلی ها برانگیخته شد و آن ها را از اتمی شدن ایران به واهمه انداخت، لذا فشار زیادی را بر طرفین قرارداد با ایران وارد کردند و باعث شدند تا اجرای برخی از قراردادهای هسته ای ایران با تأخیر مواجه شود که با پیروزی انقلاب اسلامی، با ضرر ایران فسخ شدند.

از طرف دیگر شاه معدوم که در این زمان از اقدامات لابی صهیونیسم در عدم اجرای قراردادهای هسته ای ایران بی اطلاع نبود در پی گشایش فاز جدیدی از فعالیت های هسته ای با کشورهای غیر آمریکایی و غیر اروپایی بود و لذا در سال 1976، یک قرارداد محرمانه برای خرید برخی تجهیزات و مواد اولیه هسته ای با آفریقای جنوبی به امضا رساند.

در اکتبر سال 1978، آمریکا 4 لیزر با فعالیت حساس (16 میکرون) را به ایران ارسال کرد و در فوریه 1979، رآکتور شماره یک نیروگاه بوشهر به میزان 85 درصد و احداث راکتور شماره دو نیز 65 درصد پیشرفت فیزیکی رسید.

پس از انقلاب اسلامی:

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 سیاست کشورهای غربی نسبت به ایران تغییر کرد و به سیاست تحریم تکنولوژیک ایران تبدیل شد.

شرکت آلمانی زیمنس، حاضر به تکمیل نیروگاه هسته ای بوشهر نشد و به جای آن پیشنهاد تکمیل این طرح با رآکتورهایی که با گاز طبیعی کار می کردند را داد که ایران با آن مخالفت کرد و از آن جایی که در این برهه ایران نمی توانست فشار بین المللی چندانی به آلمان غربی وارد کند لذا مشاجره حقوقی بر سر این طرح ناتمام تا سال 1988 ادامه یافت و ایران درخواست غرامت کرد اما سرانجام شرکت زیمنس با حمایت کمسیون تجارت بین المللی در پاریس، از این ماجرای حقوقی پیروز بیرون آمد و هیچ غرامتی به ایران پرداخت نشد.

پروسه زیان های هسته ای ایران در این دوره، شامل تأسیسات غنی سازی (یورودیف) فرانسه نیز می شد.

در پی فسخ قرارداد یورودیف، فرانسوی ها اقامه دعوی کردند و شرکت (یورودیف) از آن جایی که این اقدام ایران را موجب عدم تحقق برنامه ریزی 10 ساله خود دانست، تقاضای خسارت کرد و در نهایت 900 میلیون فرانک از 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری ایران به عنوان خسارت تأمین شد و بقیه سهم ایران، سال ها بعد بصورت کالا توسط فرانسه با ایران تصفیه شد!

جنگ تحمیلی 8 ساله نیز، باعث تخریب برخی تأسیسات نیمه کاره هسته ای و همچنین عدم فعالیت چشم گیر در زمینه تحقیقات هسته ای شد.

در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن به اسپانیا و ژاپن به دنبال تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر برآمد که این دو کشور نیز به علت فشارهای ایالات متحده آمریکا از ادامه همکاری با ایران خودداری نمودند.

پس از پایان جنگ تحمیلی دولت ایران برنامه های مختلفی را برای دستیابی به تکنولوژی هسته ای بومی و تولید سوخت و انرژی هسته ای در دستور کار خود قرار داد.

انعقاد قرارداد میان ایران و روسیه جهت تکمیل و راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، توسعه و تکمیل تاسیسات سوخت هسته ای اصفهان و ایجاد تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز از جمله فعالیت های ایران در راستای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و چرخه سوخت هسته ای در طی این سال ها بوده که با اتکای کامل به نیروهای توامند داخلی و ظرفیت های علمی - پژوهشی کشور به انجام رسیده است.

با روی کار آمدن دولت جورج بوش در ایالات متحده آمریکا، این کشور تلاش های گسترده ای را برای به تعطیلی کشیدن فعالیت های هسته ای کشورمان آغاز کرده و فشارهای رژیم صهیونیستی و برخی دولت های اروپایی نیز از طریق آژانس بین المللی انرژی اتمی و سازمان ملل باعث شد تا سپتامبر سال 2003 میلادی پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی وضعیت ویژه ای به خود بگیرد.

در پی طرح پرونده ایران در شورای حکام و اولتیماتوم این شورا برای ارسال پرونده به شورای امنیت، حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، مسئولیت این پرونده را پذیرفت.

در ماه های پایانی سال 2003 میلادی وزرای خارجه 3 کشور اروپایی (انگلیس، فرانسه و آلمان) به تهران آمدند و در سعدآباد مقرر شد که ایران فعالیت های هسته ای اش را معلق و پروتکل الحاقی NPT را امضا نماید.

با امضای تفاهم نامه هسته ای سعدآباد میان ایران و سه کشور اروپایی، فعالیت های هسته ای ایران به صورت اختیاری از سوی ایران، در جهت رفع سوء تفاهمات ایجاد شده میان ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی، به حال تعلیق درآمد.

در حالی که ایران در اقدامی داوطلبانه به اقدام مذکور دست زده بود، سیاست وقت کشی دولت های اروپایی در راستای به تاخیر انداختن دستیابی ایران به تکنولوژی صلح آمیز و بومی هسته ای و عدم اجرای مفاد همکاری قرارداد مذکور از سوی دولت های اروپایی در جهت توسعه فن آوری صلح آمیز هسته ای در ایران باعث شد تا ایران در تابستان 1384 با فک پلمپ مرکز یو . سی . اف اصفهان بار دیگر فعالیت های هسته ای خود را از سر بگیرد.

در بیستم فروردین 1385 محمود احمدی نژاد رسما خبر دستیابی ایران به فن آوری غنی سازی اورانیوم و راه اندازی یک زنجیره کامل غنی سازی در نطنز را اعلام کرد و این روز با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی در تقویم رسمی ایران روز ملی فن آوری هسته ای نام گذاری شد.

اخبار مرتبط :

 آخرين حلقه‌ چرخه‌ سوخت هسته‌اي با حضور رئيس جمهور كشور كامل شد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801210603

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801210544

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801210462

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8801210176

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در جمعه 1388/01/21 و ساعت 9:39 PM |
خودتان مقایسه کنید!!!

پیام نوروزی باراک اوباما خطاب به ملت ایران :

اينجا در ايالات متحده امريکا جوامع ما به واسطه مشارکت امريکائيان ايراني تبار ارتقا يافته اند. ما مي دانيم که شما تمدن بزرگي هستيد و دستاوردهاي شما ستايش امريکا و جهان را برانگيخته است.

۱۶ روز بعد :

رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در پراک که برای جمعیتی بالغ بر سی هزار نفر ایراد شد، اظهار داشت: « ایالات متحده گزینه‌ای واضح به ایران ارائه خواهد داد تا فعالیت‌ هسته‌ای و موشک‌های بالستیکی خود را متوقف کند و یا با انزوای بیشتر در خاورمیانه و یک مسابقه تسلیحاتی در منطقه روبرو گردد».

اوباما گفت:
«بگذارید واضح بگویم فعالیت‌های موشکی ایران تهدیدی واقعی است نه تنها برای ایالات متحده بلکه برای همسایگان ایران و متحدین ما. تا زمانی که تهدید از سوی ایران ادامه یابد ما نیز برنامه دفاع ضد موشکی را که بسیار تاثیر گذار است، ادامه خواهیم داد».

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه 1388/01/15 و ساعت 10:58 PM |

کارشناسانه بودن فعالیتهای دولت نهم از نگاه رهبرحکیم انقلاب (۱۱ مورد)

1. كارى كه در كشور در اين زمينه - چه در چالش بين‏المللىِ مربوط به كار هسته‏يى، چه در خود كار هسته‏يى - دارد انجام مى‏گيرد، كارى است كه با حكمت و مشورت دارد انجام مى‏گيرد؛ اين را ملت ايران بدانند. گاهى اظهار نگرانى مى‏شود كه نبادا كارِ غيرمدبرانه‏يى انجام بگيرد؛ نبادا تصميمات فردى گرفته بشود؛ نه، قضيه اين‏جور نيست. خوشبختانه مسؤولان كشور در اين مسأله هم‏رأى و هم‏فكرند؛ كار با مشورت، با تدبير - از اول و در اين دو سال و اندى هم همين‏جور بوده است - و با فكر جمعى انجام گرفته است و پيشرفت كرده‏ايم. بعد از اين هم همين‏جور خواهد بود. افرادى مردم را نترسانند كه ممكن است كار بى‏مشورت باشد، عجولانه باشد؛ نه، نخير؛ كار دارد درست با حكمت و همه جانبه، با توجه به جوانب گوناگون، پيش مى‏رود.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران‏‏ ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

2. خوشبختانه آنچه كه مسؤولان در طول اين مدت و امروز تصميم گرفته‏اند، متكى به كارِ كارشناسى و متكى به عقبه‏ى دورانديش و خبره و وارد در مسائل سياسىِ بين‏المللى و مسائل فنى است؛ مى‏فهمند چه كار مى‏كنند و درست عمل كرده‏اند.
18/11/1384 در ديدار پرسنل نيروى هوايى

3. در مجموعه‏ى كسانى هم كه امروز در دولت و قوه‏ى مجريه مشغول فعاليت هستند، انسان مشاهده ميكند كه ذهنهاى باز، فعال و نگاههاى عالمانه در بين آنها زياد است.
9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت
4. علاوه بر آنچه كه انسان در نشانه‏هاى كارى آنها ميتواند ببيند، در گزارشهاى رسمى و اطلاعاتى و ديدارهايى كه ما با بعضى از وزراى محترم داريم، انسان دارد مشاهده ميكند و مى‏بيند ذهنيت منطقى، متكى به نگاه علمى و دور از مسامحه‏كارى در محاسبه وجود دارد.
9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت

5. الان، برنامه‏ها اين‏طور است. دارند فكر ميكنند، كار ميكنند، بررسى ميكنند و بى‏وقفه اقدام ميكنند و حركت ميكنند؛ اين خيلى مغتنم است.
9/6/1385 ‏ در ديدار خبرگان منتخب ملت

6. حالا گيرم كه در فلان مسئله‏ى اقتصادى ممكن است نظرى داشته باشد كه با نظر فلان كارشناس يكسان نباشد؛ خوب نباشد؛ اين، از اهميت و ارزش كار دولت نميكاهد.
18/7/1385  ‏ در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى

7. يك نكته‏ى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين‏گونه تصور ميشود كه عقبه‏ى كارشناسى دولت نهم، عقبه‏ى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبه‏اى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مى‏بينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين‏گونه اظهارات و شايعه‏پراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مى‏بينيم نه، بى‏تأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه‏ى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اين‏طور نيست.
 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان نمونه‏ و نمايندگان تشكلها 27/7/1385


8. امروز برنامه‏هاى مسئولان كشور براى ساختن و بِناى آينده در بخشهاى مختلف، برنامه‏هاى حساب‏شده و روشنى است.
4/6/1386در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت

9. من حرفهايى را كه مخالفان شما و منتقدان باانصاف و بى‏انصاف شما در زمينه‏ى كارشناسى نشده بودنِ كارهاى دولت ذكر مى‏كنند، هيچ جدى نمى‏گيرم و آنها ملاك قضاوت من نيست؛ چون مى‏بينم كه يك جاهائى كارهاى كارشناسى بسيار خوبى هم انجام مى‏گيرد.
4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت

10. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همه‏ى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطه‏اى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است.
4/6/1386 در ديدار رئيس جمهور و اعضاى هيأت دولت

11. مطرح كردن نظريه‏هاى اجرائى دولت، قبل از ورود در مرحله‏ى آزمون و خطا، در دانشگاه‏ها و مراكز تحقيقاتى؛ اين خيلى خوب است. البته من به شما عرض بكنم؛ مسئولين دولت و رئيس جمهور محترم غالباً مدعايشان اين است كه اين كار را انجام ميدهند؛ نميشود گفت كه مطلقاً نميكنند. بنده بارها همين موضوع را به مسئولين، از جمله رئيس جمهورِ بسيار پر كار و زحمتكش و صميمى‏مان گفته‏ام؛ ايشان هم ميگويد ما مطرح ميكنيم، در دانشگاه مطرح كرديم، يا فلان گروه تحقيقاتى اقدام كردند.
14/2/1387در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز      

منبع :   http://khatamijoon.blogfa.com/ 

+ نوشته شده توسط محمد رضایی در شنبه 1388/01/15 و ساعت 10:43 PM |